کد خبر : 8843

«ایران در میدان مذاکره و برجام»

دنیای سیاست دنیای نسبی ست و نمیشود از یک طرف بازی به سیاست نگاه کرد اما ، دستگاه دیپلماسی نظام اسلامی نشان داده که اولا در دنیای نسبیت های سیاسی، تصمیمات قاطعی گرفته و ثانیا توان حداقلی نمودن تاثیرات هجمه های سیاسی و تبلیغاتی بنگاه های رسانه ای را دارد.

اما نکته دوم؛ ایجاد شرایط #پیشا_برجام  بسیار زیرکانه و هوشمندانه خواهد بود چراکه سردرگمی کاخ سفید ، و عدم شفافیت آنان، نباید منجر به چند گانگی مواضع از داخل ایران بشود و یک موضع قاطع دراین زمینه بسیار تاثیر گذار است.

نکته سوم، کارت بازی بسیار مهم ایران است که بعنوان «سطح استراتژیک» شناخته میشود نه صرفا تاکتیکی. توان موشکی و اقتدار میدانی در خاورمیانه ، توان حداکثری برای تیم دیپلماسی خواهد بود، بعبارتی دیگر، سپاه پاسداران #قدرت_چانه‌زنی دستگاه دیپلماسی را افزایش داده ، همچنین برخی شعارها و البته ابعاد ایدیولوژیک نظام هم فرصت های بسیار راهبردی جهت بازیگری فعال ایران در جامعه جهانی بوده و خواهد بود. فراموش نکنید که دیگر موضوع (اجماع جهانی علیه ایران) و همان استراتژی سابق اوباما، در دوران کنونی جایگاهی نداشته چرا که ترامپیسم و یکجانبه گرایی آمریکا لطمه جدی به هم‌پیمانی اروپا با آمریکا زده و قطعا آمریکا و اروپا همچون دوران ماقبل ترامپیسم (علی‌رغم ادعاهای بایدن در اولین نطق اش) نمیتوانند دوشادوش یکدیگر حرکت کنند چراکه سایه سنگین ترامپیسم بر مناسبات جهانی تاثیر گذار است و قطعا شکست کاخ سفید در استیضاح ترامپ ، تبعات بلند مدتی در مناسبات جهانی و البته تعمیق شکاف های داخل آمریکا خواهد داشت و نیز احیای تحرکات دست راستی در اروپا هم تهدید بسیار مهمی برای آینده آمریکا میتواند باشد.

در همینجا لازم به تاکید است که سخنان رمانتیک و رفتار های عوامگرایانه #جوبایدن اگرچه انعکاسی در کوتاه مدت برای همپیمانانش خواهد داشت ولیکن سردرگمی کاخ سفید منجر شده است تا سناریوی مضحکی در رسانه ها نمایش دهند که «ایران و برجام و خاورمیانه، اولویت اول ما نیست» که اتفاقا، حساسیت همه جانبه مستاجرین سابق کاخ سفید به #برنامهراهبردی ایران_چین و اهمیت سرنوشت عربستان و اسراییل برای تیم فعلی کاخ سفید، نشان از آن دارد که خاورمیانه و ایران، مسئله اول آمریکاست!

از طرف دیگر باید گفت که ایران در سیاست خارجی بعنوان یک «حاکمیت ملی»، امنیت را در چهارچوب «اقتدار ملی» تعریف میکند (دقیقا برخلاف دیگر کشورهای همسایه که امنیت را در پیوند مکانیسم های اقتصادی و سیاسی داخل با مکانیسم های کشورهای مسلط در مناسبات بین الملل تعریف میکنند)

همچنین رویکرد ایران در مسئله صلح منطقه، نه فقط بازدارندگی و «حاکمیت ملی مقتدر» و یکجانبه گرایی بلکه ، تعامل کشورهای عضو منطقه (نه کشورهای خارج از منطقه) میداند.

در همین رابطه باید اذعان نمود که آنچه بعنوان #آسیبشناسی برای ما مطرح است، همپوشان نبودن ابعاد مختلف «اقتدار ساختاریراهبردی» است. در واقع مناسبات اقتصادی ما منطبق با عمق استراتژیک ما نیست.

لازم بذکر است که این مسئله ناشی از تفاوت در دو «کانون تصمیم‌گیری» و دو «اتاق فکر» است. اتاق فکر اقتصادی کشور و رویکردهای نئولیبرالی، که به شدت از تفکر #باشگاهتحریمی‌ها و #توافقاتپولی_چندجانبه و عبور از دلار در معاملات و غیره پرهیز دارد و بلحاظ عقبه تئوریک معتقد است که مکانیسم های داخل باید در چرخ دنده های مکانیسم های جهانی درگیر و مچ بشوند، درصورتیکه چنین گفتمانی در تعارض جدی با تفکر «عمق استراتژیک نظام» است.

 

ارسال نظر

پربیننده ترین ها
سیاسی
اقتصادی
اجتماعی