کد خبر : 2975

عدم مشارکت اعضا و حامیان تشکل‌های سیاسی در انتخاب کاندیداهای مورد نظر هر جریان در انتخابات ریاست جمهوری سبب شده تا عملا تمایلی به حفظ و همراهی با جریان‌های سیاسی نباشد. افرادی که براساس رای و نظر پدرسالاران حزبی انتخاب می‌شوند، خود را مدیون آن جریان ندانسته و در جریان اداره کشور نیز به رای و نظر آن جریان سیاسی توجهی نمی‌کنند.

 یادداشت - جعفر قادری-منتخب مردم شیراز در مجلس یازدهم و نماینده ادوار: در کشورهایی مثل آمریکا که در دمکراسی دارای سابقه قابل توجهی هستند از ۲ سال قبل از شروع زمان رای گیری، کاندیداهای ریاست جمهوری وارد یک رقابت سخت درون حزبی شده و برای جلب رای هم حزبی‌های خود ناچار به سفرهای انتخاباتی متعدد و سخنرانی در نشست‌های حزبی خود می‌شوند. این رقابت‌های درون حزبی باعث می‌شود تا تمام جنبه های مثبت و منفی یک کاندیدا برای هم حزبی‌های خود روشن شده و بدون دخالت پدرسالارهای حزبی، افراد درون هر جریان سیاسی با رای خود کاندیدای مناسب ریاست جمهوری را انتخاب نمایند. 

برخلاف روند ذکر شده در بالا در کشور ما بعضا تا یکی ۲ ماه قبل از زمان رای گیری، کاندیداهای جریان‌های سیاسی مشخص نبوده و انتخاب کاندیدای هر جریان هم نه براساس یک فرایند انتخابی بلکه براساس یک فرایند کاملا پدرسالانه و توسط زعمای جریان‌های سیاسی انجام می‌شود.   

عدم مشارکت اعضا و حامیان تشکل‌های سیاسی در انتخاب کاندیداهای مورد نظر هر جریان سبب شده تا عملا تمایلی به حفظ و همراهی با جریان‌های سیاسی نباشد. این بی‌توجهی به دیدگاه حامیان و اعضای تشکل‌ها باعث می‌شود تا حامیان و اعضا، مسیری جدا از مسیر رهبران حزبی طی نمایند. 

افرادی که براساس رای و نظر پدرسالاران حزبی انتخاب می‌شوند، خود را مدیون آن جریان ندانسته و در جریان اداره کشور نیز به رای و نظر آن جریان سیاسی توجهی نمی‌کنند. 

اگر در انتخابات ریاست جمهوری شرایطی فراهم شود که همزمان امکان رقابت‌های درون جریانی و برون جریانی فراهم شود و سهم هر حزب درون جریانی از کل آراء آن جریان مشخص شود در ادامه کار نیز آن حزب درون جریانی متناسب با وزن رای خود، اقدام به سهم خواهی نموده و بیش از سهم خود توقعی نخواهد داشت. 

بطور خلاصه ایرادها و اشکالات نظام انتخاباتی فعلی به شرح زیر است: 

۱‐عدم امکان رقابت‌های درون حزبی یا درون جریانی

۲‐مشخص نبودن سهم هر حزب و تشکل سیاسی از آراء کاندیداهای منتخب و یا راه نیافته به ریاست جمهوری

۳‐عدم پایبندی کاندیداهای منتخب ریاست جمهوری به جریانها و تشکل‌های سیاسی حامی

۴‐سرخوردگی مردم از انتخاب‌های انجام شده و عدم امکان برخورد با جریانها و تشکل‌های حامی رئیس جمهور انتخاب شده در صورت عدم پایبندی رئیس جمهور به شعارها و تعهدات خود.

۵‐عدم استفاده رئیس جمهور منتخب از افراد هم حزبی به علت مشخص نبودن وزن سیاسی این افراد

نظام انتخاباتی پیشنهادی: 

ماده ۱- هر جریان سیاسی در انتخاب یک، دو و یا سه گزینه درون جریانی برای ریاست جمهوری آزاد می‌باشد. 

ماده ۲- هر کاندیدا امکان معرفی خودش را در دو حالت مستقل و وابسته به یک جریان سیاسی را دارد. 

ماده ۳- برای هر رای دهنده امکان انتخاب هر کاندیدا در یکی از دوحالت مستقل  و وابسته به یک جریان سیاسی وجود دارد (جلو اسم هر کاندیدا دو گزینه مستقل و وابسته به یک جریان سیاسی پیش بینی شود). 

ماده ۴ ‐ 

الف- هر جناح و جریان سیاسی در صورتی برنده انتخابات است که در مرحله اول انتخابات بدون توجه به رای افراد مستقل به کاندیداهای آن جریان، بیش از ۵۰ درصد آراء صحیح ماخوذه رای دهندگان را بخود اختصاص دهد . 

تبصره- در جریان و یا جناح سیاسی برنده، کاندیدایی پیروز انتخابات است که نسبت به بقیه کاندیداهای آن جریان از مجموع آراء مستقل و حزبی، رای بیشتری داشته باشد. 

ب - در هر جریان سیاسی اگر مجموع آراء حزبی آن جریان و اراء افراد مستقل رای داده به یکی از افراد آن جریان، بیش از 50 درصد آراء صحیح ماخوذه باشد آن جریان سیاسی و آن فرد وابسته به آن جریان سیاسی برنده انتخابات خواهند بود. 
ج - هر فرد مستقل در صورتی برنده انتخابات است که بیش از 50 درصد آراء صحیح ماخوذه را به خود اختصاص دهد.

ماده ۵- در صورتیکه هیچکدام از کاندیداهای جریان‌های سیاسی و یا افراد مستقل براساس ترتیبات ذکر شده در بالا، موفق به کسب بیش از نصف آراء صحیح ماخوذه نشوند، انتخابات به دور دوم کشیده شده و 2 نفر از افراد دارای بیشترین رای صحیح ماخوذه (با احتساب مجموع اراء افراد حزبی و افراد مستقل بدون توجه به اینکه هر 2 نفر در یک جریان و یا دو جریان سیاسی قرار دارند)، به دور دوم راه خواهند یافت. 

یک مثال عملی: 

۱-  فرض کنید در کشور دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب داریم که کاندیداهای اصولگرایان قالیباف و ضرغامی و کاندیداهای اصلاح طلبان روحانی و عارف است و غرضی هم بصورت مستقل کاندیدا شده است 

 در برگه رای که بصورت چاپی در اختیار رای دهندگان قرار میگیرد جلو اسم هرکدام از کاندیداهای اصولگرا دو گزینه اصولگرا و مستقل و جلو اسم هر کدام از کاندیداهای اصلاح طلب دو گزینه اصلاح طلب و مستقل و جلو اسم کاندیدای مستقل یک گزینه مستقل وجود دارد. رای دهنده باید یک کاندیدا را انتخاب و اگر آن کاندیدا مستقل نیست در رای خود به این کاندیدا باید مشخص کند که به او به عنوان یک کاندیدای مستقل و یا یک کاندیدای حزبی (اصولگرا و یا اصلاح طلب) رای میدهد. اگر رای دهنده به این کاندیدا به عنوان یک کاندیدای مستقل رای دهد به این مفهوم است که در صورت انتخاب نشدن این کاندیدا رای این فرد قابل انتقال به کاندیدای هم حزبی ایشان نیست .  

به این ترتیب برای مثال هر کسی که میخواهد به روحانی (عارف) رای دهد باید مشخص کند که به او به عنوان یک کاندیدای مستقل و یا یک کاندیدای اصلاح طلب رای می‌دهد. همین طور کسی که به قالیباف (ضرغامی) رای می‌دهد باید مشخص کند که به ایشان به عنوان یک کاندیدای مستقل و یا به عنوان یک کاندیدای اصولگرا رای می‌دهد. همینطور که آراء مستقل روحانی برای عارف قابل استفاده نیست، آراء مستقل عارف هم برای روحانی قابل استفاده نخواهد بود. همین ارتباط بین آراء مستقل قالیباف و ضرغامی هم وجود دارد. 

۲- برخلاف آراء مستقل، امکان انتقال آراء حزبی یک فرد در یک جریان سیاسی به فرد دیگری در این جریان وجود دارد.

منطق این کار کاملا روشن است. کسی که تمایلات حزبی دارد و رای آوردن یک جریان سیاسی برایش مهم است، اگر گزینه اولش رای نیاورد حاضر به انتقال رای خود به گزینه دوم این جریان سیاسی هست. 

چون غرضی مستقل است و وابسته به هیچ جریانی نیست، کسیکه به او رای می‌دهد فقط امکان انتخاب ایشان به عنوان یک گزینه مستقل را دارد. 

۳- اگر مجموع آراء حزبی روحانی و عارف بیشتر از ۵۰ درصد آراء باشد اصلاح طلبان برنده انتخابات و از ۲ گزینه این جریان، مجموع رای مستقل و حزبی هرکدام بیشتر بود وی برنده این انتخابات است. اگر این حالت برای کاندیداهای اصولگرا اتفاق بیافتد آنها برنده انتخابات و فرد دارای رای بالاتر، رئیس جمهور است. اگر رای کاندیدای مستقل بیشتر از ۵۰ درصد بود او برنده انتخابات است. 

۴- اگر فرد مستقل اکثریت بالای ۵۰ درصد رای نداشت و هیچکدام از ۲ جریان با احتساب آراء حزبی، اکثریت بالای ۵۰ درصد را نداشتند، اگر مجموع آراء حزبی هر جریان به اضافه آراء افراد مستقل یکی از کاندیداها در آن جریان بیشتر از ۵۰ درصد بود آن فرد و جریان مربوطه برنده انتخابات هستند، در غیر این صورت ۲ گزینه که بیشترین رای را بین افراد حزبی و مستقل دارند اعم از اینکه در یک جریان سیاسی و یا در دو جریان سیاسی باشند به دور دوم راه خواهند یافت. 

حالت‌های مختلف انتخابات با فرض‌های زیر: 

‐تعداد آرائ صحیح ماخوذه ۱۰۰ رای است 

‐دو گزینه اصولگرا و دو گزینه اصلاح طلب و یک گزینه مستقل داریم 

توضیحات: 

۱: در گزینه ۵ اگرچه رای عارف بیشتر از رای روحانی است و امکان واگذاری ارائ حزبی روحانی به عارف وجود دارد ولی چون امکان واگذاری ارائ مستقل روحانی به عارف وجود ندارد، لذا با جمع ارائ حزبی روحانی و مستقل و حزبی عارف امکان پیروزی اصلاح طلبان و عارف وجود ندارد و با مجموع ارائ حزبی و مستقل روحانی و ارائ حزبی عارف امکان پیروزی روحانی و جناح اصلاح طلب وجود دارد، لذا جریان اصلاح طلب و روحانی برنده انتخابات هستند.

۲: در گزینه ۶ اگرچه رای ضرغامی بیشتر از رای قالیباف است و امکان واگذاری ارائ حزبی قالیباف به ضرغامی وجود دارد ولی چون امکان واگذاری ارائ مستقل قالیباف به ضرغامی وجود ندارد، لذا با جمع ارائ حزبی قالیباف و آرای مستقل و حزبی ضرغامی امکان پیروزی اصولگرایان و ضرغامی وجود ندارد و با مجموع ارائ حزبی و مستقل قالیباف و ارائ حزبی ضرغامی امکان پیروزی قالیباف و جناح اصولگرا وجود دارد لذا اصولگرایان و قالیباف برنده انتخابات هستند. 

۳: در گزینه ۷ اگرچه رای روحانی بیشتر از رای عارف است و امکان واگذاری ارائ حزبی عارف به روحانی وجود دارد ولی چون امکان واگذاری ارائ مستقل عارف به روحانی وجود ندارد، لذا با جمع ارائ حزبی عارف و مستقل و حزبی روحانی امکان پیروزی اصلاح طلبان و روحانی وجود ندارد و با مجموع ارائ حزبی و مستقل عارف و ارائ حزبی روحانی امکان پیروزی عارف و جناح اصلاح طلب وجود دارد لذا اصلاح طلبان وعارف برنده انتخابات هستند. 

۴: در گزینه ۸ اگرچه رای قالیباف بیشتر از رای ضرغامی است و امکان واگذاری ارائ حزبی ضرغامی به قالیباف وجود دارد ولی چون امکان واگذاری ارائ مستقل ضرغامی به قالیباف وجود ندارد، لذا با جمع ارائ حزبی ضرغامی و مستقل و حزبی قالیباف امکان پیروزی اصولگرایان و قالیباف وجود ندارد و با مجموع ارائ حزبی و مستقل ضرغامی و ارائ حزبی قالیباف امکان پیروزی ضرغامی و جناح اصولگرا وجود دارد لذا اصولگرایان و ضرغامی برنده انتخابات هستند انتخابات است.

 

 

ارسال نظر

پربیننده ترین ها
سیاسی
اقتصادی
اجتماعی