کد خبر : 7126

نظری خانقاه در یادداشتی نوشت؛

نماینده مردم خلخال و کوثر در مجلس شورای اسلامی طی یاداشتی به بررسی تغییر جغرافیای منازعه میان قدرت های بزرگ و فرصت دیپلماسی فعال برای ایران پرداخت.

سیدغنی نظری خانقاه نماینده مردم خلخال و کوثر در مجلس شورای اسلامی طی یاداشتی به بررسی تغییر جغرافیای منازعه میان قدرت های بزرگ و فرصت دیپلماسی فعال برای ایران پرداخت.

سرعت رشد اقتصادی جمهوری خلق چین در دهه های گذشته و استمرار آن به مدد اصلاحات ساختاری و اقتصادی باعث تسلط این کشور بر بازارهای جهانی شده است. نیروی کار ارزان و ظرفیت های ژئوپولتیکی این کشور عنصر محرک برای اصلاحات انجام شده در ساختار اقتصادی بوده است. امنیت راه‌های دسترسی به انرژی و تامین بلند مدت منابع نفت و گاز برای اقتصاد و صنعت چین در خط قرمز منافع ملی محسوب می شود. در دهه‌های اخیر رقابت حساسی در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه بین چین و ایالات متحده وجود داشته و این منطقه مهمترین جغرافیای تامین انرژی برای چین محسوب می شود.

ایران و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس از این منظر در سیاست خارجی چین دارای اهمیت بوده و آن کشور هرگونه تغییر در معادلات قدرت در منطقه خلیج فارس را به شدت رصد می کند. ایالات متحده آمریکا نیز از دیرباز توجه ویژه ای به خلیج فارس و خاورمیانه داشته و بیش از یک دهه بیشترین تمرکز سیاست خارجی خود را معطوف به این کشورها کرده است.

در سال های اخیر، حضور قدرتمند چین در بازارهای خاورمیانه به نگرانی های آمریکا افزوده و اندیشکده های راهبردی و مشورتی آمریکا به صورت شفافی به سیاست مداران و کنگره آمریکا درخصوص پیشتازی اقتصاد چین در سال های آینده هشدار داده اند.

از این رو آمریکا با تمرکز بر فعالیت های اقتصادی و صنعتی چین به دنبال خنثی سازی و توقف سرعت رشد این کشور شده و سیاست گذاران آمریکا، محور ارتباطات بین المللی و سیاست خارجی خود را یافتن دوستان جدید و دور کردن آنها از چین کرده اند.

این تمرکز تا جایی پیش رفته است که آمریکا به دنبال رسیدن به توافق با برخی کشورهایی است که با آنها اختلافاتی داشته و هدف از این توافق ها، مقابله با نفوذ چین و به عبارتی دیگر جلوگیری از افتادن این کشورها به دامان چین است. بنابراین در برنامه ریزی های جدید خود به دنبال کشاندن جغرافیای منازعه از خاورمیانه و خلیج فارس به کشورهای آسیای شرقی و همکاری با متحدان قدیمی خود از جمله ژاپن، کره جنوبی, هند، تایوان و حتی استرالیاست.

این تغییر جغرافیا با هدف تحت فشار قرار دادن چین و ایجاد بحران های امنیتی و اقتصادی در اطراف آن است. این رویکرد به هیچ عنوان مورد رضایت چین نبوده و آن را در راستای هجوم و تجاوز به حریم منافع ملی و منطقه ای خود می داند و بسیار مشتاق است که همچنان جغرافیای رقابت در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس باشد و آماده است با صرف هزینه های بیشتر و اعطای کمک های مالی و اقتصادی به برخی کشورها در این منطقه اقدام کرده و تمرکز آمریکا از شرق آسیا را منحرف نماید.

از این رو و با توجه به کارزار فشار حداکثری آمریکا به ایران با اعمال تحریم های ظالمانه، به نظر می رسد دستگاه دیپلماسی ایران می تواند با تحرک بالا و با استفاده از ظرفیت دیپلمات های خود از این فرصت منازعه به نحو احسن بهره ببرد و با یک سلسله رویکردهای منطقی و در راستای حفظ منافع ملی به ایجاد پیمان ها و قراردادهایی با کشور چین مبادرت کند. این تحرکات دیپلماتیک به دلیل حساسیت آمریکا به پیشرفت های چین مهم بوده و برای تمرکز به شرق آسیا چاره ای جز کاهش فشارها و کم کردن تنش ها با ایران نخواهد داشت.

بنابراین ایران در حال حاضر از جهت کاهش فشارها و دست یابی به برخی منابع خارجی می تواند از این تغییر جغرافیای منازعه، بهره برداری منطبق با منافع ملی داشته باشد و نوع بهره برداری و کیفیت پیمان ها با کمک کارشناسان وزارت خارجه و همکاری مجلس شورای اسلامی امکانپذیر خواهد شد./

 

ارسال نظر

پربیننده ترین ها
سیاسی
اقتصادی
اجتماعی